0
0

رابطه جذب و تعرق در گیاهان

1040 بازدید

رابطه جذب و تعرق در گیاهان

جذب مداوم آب برای حیات گیاهان امری ضروری است و تمام گیاهان برای ادامه زندگی خود نیازمند تعرق و به دنبال آن جذب آب هستند. مقدار آبی که گیاه به‌صورت روزانه و از طریق تعرق از دست می­‌دهد، معمولاً بیشتر از میزان آب موجود در گیاه است و اگر آب ازدست‌رفته گیاه به‌سرعت جایگزین نشود، گیاه از بین خواهد رفت. ریشه گیاهان معمولاً اندام جذب آب و اندام‌های هوایی گیاه دفع آب یا تعرق را انجام می­‌دهند.

جذب آب توسط ریشه فرآیند مستقلی نبوده و به میزان تعرق وابسته است.

حرکت آب در خاک و گیاه به پتانسیل آب‌، خاک و گیاه وابسته است. زمانی که تعرق صورت می‌گیرد، پتانسیل آب ریشه منفی‌تر از پتانسیل آب موجود در خاک است و پتانسیل برگ منفی‌‌تر از ریشه و پتانسیل جو منفی‌تر از برگ است. سیستم هدایت آب در گیاهانی که تعرق آن‌ها کند است و گیاهانی که سریع­‌التعرق هستند متفاوت است. در گیاهانی که تعرق در آن‌ها به‌کندی صورت می‌گیرد، آب در آوندها تحت‌فشار مثبت است و اگر شکافی روی گیاه ایجاد شود، شیره گیاهی از آن خارج می‌گردد و این در صورتی است که در گیاهانی که تعرق در آن‌ها سریع است، آب موجود در آوندها تحت کشش است. به‌طورکلی آبی که در آوندهای گیاهان سریع­التعرق جریان دارد، تحت‌فشاری کمتر از یک اتمسفر است و آب موجود در آوند گیاهان با تعرق کند، تحت‌فشار مثبتی قرار دارند که به آن فشار ریشه گفته می‌شود.

رابطه جذب و تعرق در گیاهان

 

۵ اهمیت اساسی تعرق:

  • تأثیر مستقیم بر جذب آب و املاح توسط ریشه گیاه و انتقال مواد غذایی درون گیاه
  • بر باز و بسته شدن و فعالیت روزنه‌ها تأثیر گذاشته، دی‌اکسید کربن جذب کرده و در نتیجه بر تنفس و فتوسنتز نیز تأثیرگذار است
  • دمای مناسب رشد گیاه از این طریق تنظیم می‌گردد
  • با ایجاد نیروی مکشی، به صعود شیره خام در آوندها کمک می‌کند
  • در پراکندگی انرژی اضافی دریافتی از خورشید مؤثر است

جذب فعال و غیرفعال:

جذب فعال عموماً در گیاهان کند­تعرق رخ می‌دهد و کاهش پتانسیل به دلیل وجود نمک‌های محلول در آوندها است. جذب غیرفعال در گیاهان سریع‌­التعرق اتفاق می‌افتد و در این نوع جذب، غلظت مواد و نمک­‌های محلول در آوند­ها کم بوده و کاهش پتانسیل ناشی از کاهش فشار یا ایجاد مکش است. به‌طورکلی بیشتر و شاید تمام آبی که توسط گیاهان معرق یا سریع­التعرق جذب ریشه‌ها می‌گردد، از طریق جذب غیرفعال انجام می‌پذیرد.

پتانسیل شیره آوندی، مجموع پتانسیل‌های اسمزی و فشاری آوندها است. در جذب فعال، پتانسیل اسمزی معمولاً کم است و حدود ۱- تا ۲- بار هست و پتانسیل فشاری مثبت و معمولاً معادل ۱ بار است. اما در مقابل در جذب غیرفعال مقدار پتانسیل اسمزی بالا بوده و مقدار پتانسیل فشاری کم است. بر اساس نظرات محققان، میزان جذب آب از طریق بخش هوایی گیاه کنترل می­‌شود نه ریشه‌ها.

کارایی ریشه‌ها به‌عنوان بخش اصلی جذب آب در گیاهان، بیشتر به نفوذپذیری و انتشار ریشه‌ها وابسته است. البته در گیاهان مختلف، عمق، پراکندگی و مقدار انشعابات ریشه‌ها متفاوت است و به‌طورکلی هرچه حجم خاکی که دستگاه‌های ریشه‌ای اشغال می­‌کنند، بیشتر باشد، حجم آب موجود برای گیاه نیز بیشتر بوده و گیاه قادر است مدت طولانی‌تری را بدون آبیاری یا بارندگی به زندگی خود ادامه دهد. در ادامه به عوامل تأثیرگذار بر جذب می‌­پردازیم.

مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار برجذب آب:

به‌طورکلی عوامل تأثیرگذار بر جذب آب توسط ریشه را می‌توان به دو گروه تقسیم‌بندی کرد:

۱-عواملی که برنیروی محرک یا شیب پتانسیل آب از خاک به ریشه‌ها و از ریشه به درون بافت‌ها تأثیر می‌‌گذارند. منظور از نیروی محرک، اختلاف پتانسیل آب بین توده خاک و سطح ریشه و همچنین سطح ریشه تا شیره درون آوندها است.

۲-عواملی که بر مقاومت خاک و ریشه‌ها در مقابل حرکت آب مؤثرند که تهویه خاک، دما، میزان چوبی بودن ریشه‌ها، هدایت هیدرولیکی و بافت خاک از مهم‌ترین این عوامل هستند.

همان‌طور که گفته شد تعرق و میزان جذب از ریشه‌ها رابطه مستقیم دارند. عوامل محیطی تأثیرگذار بر تعرق عبارت‌اند از شدت نور، فشار بخار اتمسفر، درجه حرارت، باد، رطوبت نسبی و مهیا بودن آب برای جذب توسط ریشه‌ها.

روش‌های اندازه­‌گیری تعرق:

روش لزیمتری:

در این روش که برای محاسبه تعرق در یک پوشش گیاهی به کار می‌­رود، گیاه مورد نظر در ظرف‌هایی که لزیمتر نامیده می‌­شود و درون زمین قرار می‌­گیرند، کاشته می­‌شود. با دستگاه پیزوالکتریک وزن لیزیمترها تعیین می­‌گردد و با این روش مجموع آب خارج شده از لیزیمتر که همان تبخیر تعرق خاک و گیاه است به دست می‌­آید.

رابطه جذب و تعرق در گیاهان

روش فیوتیمتر:

در این روش سطح خاک برای جلوگیری از تبخیر پوشانده می‌­شود و تدابیری در نظر گرفته می‌‌­شود تا آب خارج شده از خاک جایگزین گردد. این روش‌ها، بیشتر برای محاسبه تعرق گیاهان گلدانی با وزن‌های مختلف استفاده می­‌شود. دقت اندازه‌­گیری در روش فیوتیمتر به حداقل تغییرات وزن قابل اندازه­‌گیری بستگی دارد. به دلیل محدودیت­‌های این روش، برای گلدان‌هایی با وزن سنگین، اندازه‌گیری تعرق در فواصل زمانی کوتاه مشکل است و در مورد گیاهان سریع الرشد لازم است که تغییرات وزن گیاه در محاسبات تصحیح گردد.

روش پوتومتر:

این روش به‌وسیله دستگاهی به نام پوتومتر و برای اندازه‌­گیری تعرق به‌کاربرده می­‌شود. در این دستگاه، آب موردنیاز گیاه برای تعرق از طریق یک لوله افقی مدرج تأمین می‌­شود. در ابتدای آزمایش و پیش از اتصال لوله به منبع آب، یک حباب هوا وارد لوله می­­‌‌شود و به این صورت و با شروع عمل تعرق، حباب هوا حرکت کرده و از روی حرکت حباب هوا و با داشتن قطر لوله، می‌توان حجم آبی که به مصرف تعرق رسیده را محاسبه کرد.

رابطه جذب و تعرق در گیاهان

روش تلفات بخار آب:

در این روش بخشی از گیاه یا تمام آن درون محفظه­‌ای که معمولاً از جنس پلاستیک است، قرار می­گیرد و تغییرات آب‌وهوای درون محفظه اندازه­‌گیری می­‌شود. این دستگاه‌ها به‌صورت باز یا بسته بوده که در دستگاه‌های باز اختلاف محتوی آب‌وهوای ورودی و خروجی اندازه­‌گیری می‌­شود و در دستگاه‌های بسته افزایش غلظت بخارآب و یا رطوبت نسبی اندازه­‌گیری می‌­شود. بزرگ‌ترین مزیت این روش این است که می‌توان نوسانات کوتاه‌مدت تعرق را در آن اندازه­‌گیری نمود.

رابطه جذب و تعرق در گیاهان

روش کاغذ کبالت:

در این روش یک کاغذ جاذب در محلول کلرور کبالت رقیق با غلظت ۳ تا ۵ درصد فروبرده می‌­شود و سپس در آون خشک می­‌شود تا رنگ آن به آبی روشن درآید. این کاغذ در صورت قرارگیری در معرض رطوبت به رنگ صورتی تغییر رنگ می­‌دهد. حال اگر کاغذی آغشته به کلرورکبالت را به سرعت روی سطح برگ قرار دهیم و آن را از رطوبت دور نگه‌داریم، از تغییر رنگ آن می‌توان سرعت تعرق را تخمین زد.

رابطه جذب و تعرق در گیاهان

بخوانید  استحصال آب از هوا
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://daneshab.ir/?p=3413
اشتراک گذاری:
نگار سادات موسویان
مطالب بیشتر
برچسب ها:

نظرات

0 نظر در مورد رابطه جذب و تعرق در گیاهان

دیدگاهتان را بنویسید

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.